راهیابی به تشخیصpersonification

درجات بلاغت:

1(استعاره مکنیه)الف- تشخیصی( ß )ب- غیر تشخیصی( ß 2( استعاره مصرحه ß 3( تشبیه بلیغ ß 4( تشبیه غیر بلیغ

راهیابی به تشخیصpersonification ) )

)1 ویژگی انسان به غیر انسان) آدم نمایی( ß درخت مهربان - مرا معلم عشق تو شاعری آموخت –

)2 ویژگی انسان به اعضای خودش) آدم نمایی( ß ای دل- چشم هایش می خندید و ...

)3 ویژگی جاندار به غیر جاندار) جان بخشی به اشیا( ß نفس باد صبا – دست طبیعت – ابرها بر کوه خفته اند

استعاره

استعاره: هرگاه از تشبیه تام ادات تشبیه و یکی از طرفین تشبیه را حذف کنیم دو نوع استعاره به وجود

تشبیه تامß )دارای........رکن تشبیه( لبخند مانند گل بر چهره اش شکفت

استعاره ی مصرّحهß )............. را نگه می داریم( گل بر چهره اش شکفت

استعاره ی مکنیّهß )............. را نگه می داریم( لبخند بر چهره اش شکفت

توجه:اگر )مشبه( و )مشبه به( هر دو وجود داشته باشند تشبیه است و استعاره ای در کار نیست:

- اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام - دل دراین پیرزن عشوه گر دهر مبند

نکات استعاره ی مصرحه:

-1 استعاره با اسم های خیالیسروکار دارد و آن اسم باید بتواند به تشبیه تبدیل شود :

- کدام اسم خیالی است؟

چراغ آسمان خاموش گشته چراغ شهر را خاموش کردند

ساختن تشبیه ß ............ مانند چراغ است

نمونه تست: )شیر( درکدام گزینه استعاره است؟) % )40

1( شیر از جنگل گریخت 2( اگر شیری بیا با هم بجنگیم

3( نجنبید یک شیر بر پشت زین 4( شیر سلطان جنگل است

-2 هرگاه اسم علم جمع بسته شود نمادی از شخصیت آن اسم بوده و استعاره ی مصرحه است:

-3 استعاره ی مصرحه خودش می تواند به صورت یک اضافه ی تشبیهی بیاید:

راه یابی به استعاره ی مصرحه )ومجاز!(

الف( یافتن اسم های خیالی ب( یافتن منظور واقعی ج( ساختن تشبیه )آیا منظور مانند اسم خیالی است؟ (

نجنبید یک شیر بر پشت زین

الف( اسم خیالی؟........... ب(منظور ؟........... ج( .........مانند ........ است؟...... آرایه ß

استعاره مکنیه: حذف )مشبه به( و نسبت دادن یکی از ویژگی های آن به ) مشبه (

راه یابی به استعاره مکنیه

)1 منادای غیر انسان ß ای نسیم - ای عشق - ای آسمان

)2 اضافه ی استعاری ß چهر عمر – وجدان غم - کنگره ی عرش – پایتخت شعر

)3 نسبت دادن ویژگی یک اسم به اسمی دیگر در جمله ß قضا چون ز گردون فروهشت پر

شب ایستاده بود )مثل چی؟ ( می تراود مهتاب )مثل چی؟ (

نکته: اگر منظور واقعی شاعر از صدا کردن یک غیر انسان، انسانی واقعی باشد، استعاره از نوع مصرحه است

و تشخیص هم نخواهد داشت و اگر منظورش همان غیر انسان بود استعاره ی مکنیه بوده و تشخیص دارد :

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ؟ ß استعاره ی ......................... و تشخیص.............

مجاز

 


 

مجاز: اسمی که به خاطر رابطه ی ویژه اش با اسمی دیگر، به جای آن به کار رود و واقعیت نداشته باشد.

 

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی محل تصمیم و اندیشه در سر است؛ پس ß سر مجاز از قصد

 

این روابط اصطلاحاً علاقهنامیده می شوند که عبارتند از:

 

.1 کل یک چیز به جای بخشی از آن )کلیّه( ß دست در حلقه ی آن زلف دو تا نتوان کرد

 

.2 بخشی از یک چیز به جای کل آن )جزئیّه( ß نشاید پس مرگش الحمد خواند

 

.3 مکان یک چیز به جای محتوای آن)محلیه( ß سراسر همه دشت بریان شدند

 

.4 محتوای یک چیز به جای مکان آن)محلی وارون( ß باده ی ناب دست تو

 

.5 وسیله ی یک کار به جای نام خود آن کار)آلیّه( ß دهخدا قلم خوبی داشت

 

.6 جنس یک چیز به جای خود آن چیز )جنسیت( ß آن که جان بخشید و ایمان خاک را

 

.7 همراه یک چیز به جای خود آن چیز )لازمیّه( ß محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

 

.8 علت بوجود آمدن چیزی به جای خودش)سببیّه( ß این دم شنو که راحت از این دم شود پدید

 

.9 مشبه به،بجای مشبه)استعاره مصرحه( )شباهت( ß فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود

 

قرینه درمجاز: پی بردن به اینکه اسمی در معنای حقیقی یا مجازی به کار رفته است، بر پایه ی نشانه هایی در جمله

 

است که )قرینه( نام دارد.

 

اگر این قرینه در کلام آورده شود ß لفظی اگر فقط از روی شرایط و لحن دریافت شود ß معنوی

 

طاقت سر بریدنم باشد وز حبیبم سر بریدن نیست

 

حقیقت ß سر اول قرینه ß طاقت بریدن

 

مجاز ß سر دوم قرینه ß بریدن از حبیب

 

نکته ی تستی:

 

þ تست: )جهان( در همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ...... به عنوان صنعت مجاز به کار رفته است. ) % )50

 

)1 جهان، متّفق بر الهیّتش 2( جهان ز درد و فراق تو آه و ناله کند

 

)3 جهان ای پسر ملک جاوید نیست 4( جهان دل نهاده بر این داستان

 

نکته ی تستی: اگر میان مجاز و تشخیص شک کردیم اولویت با آرایه ی خیال انگیز تر)تشخیص( است:

 

چشمت به غمزه مارا خون خورد و می پسندی

 

چشم از یک دیدگاه جزئی از وجود معشوق است )پس مجاز است( و از دیدگاه دیگر خون می خورد )پس تشخیص

 

است( اما دومین آرایه اولویت دارد.

 

 

 

 

 

E راه یابی به مجاز

 

الف( یافتن اسم خیالی ب( یافتن منظور ج( ساختن تشبیه )منظور مانند اسم خیالی است؟(

 

1.بله ß 2.خیر ß

 

چو آشامیدم این پیمانه را پاک در افتادم ز مستی بر سر خاک

 

الف( اسم خیالی؟........... ب(منظور ؟........... ج( .........مانند ........ است؟...... آرایه ß

 

تست: با توجه به نظم ابیات زیر علاقه های مجاز در کدام گزینه درست آمده است؟) % ) 00 ( )سنجش 19

 

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند؟

 

فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

 

به یاد خم ابروی گل رخان بکش جام در بزم می خوارها

 

هرکسی را سر چیزی و تمنای کسی است ما به غیر تو نداریم تمنّای دگر

 

الف( سببیه، جزئیه، آلیه، کلیه ب( کلیه، محلیه، سببیه، آلیه

 

ج( لازمیه، جزئیه، محلیه، محلیه د( لازمیه، کلیه، کلیه، محلیه

نام شاعران

سلام دوستان ، خوبین؟ نام تعدادی از شاعران رو نوشتم+ یه مقدار توضیح درباره کار ...به امید موفقیت...چندبار مطلبو گذاشتم و به هم ریخته کرد .امیدوارم الان درست انتقال بده ...نام های خط دار و رنگی انتخاب شده اند.

حسن حسینی-فاضل نظری-شفیعی کدکنی-محمدعلی بهمنی-مهرداد اوستا- کاظم بهمنی-حمید سبزواری-فریدون مشیری-سیمین بهبهانی-ابتهاج-شهریار-منزوی-مهدی فرجی-قزوه-بدیع-اخوان ثالث-سلمان هراتی-حمیدی شیرازی-رهی معیری حسین جنتی

کتاب شناسی فاضل نظری:

 

  • گریه‌های امپراتور (چاپ ٥٤)، ۱۳۸۲، سورهٔ مهر
  • اقلیت (چاپ ۴٣)، ۱۳۸۵، سورهٔ مهر
  • آن‌ها (چاپ ۴٦)، ۱۳۸۸، سورهٔ مهر
  • گزیدهٔ شعر (چاپ ۱۶)، ۱۳۹۰، انتشارات مروارید
  • ضد (چاپ ٣٤)، ۱۳۹۲، سورهٔ مهر
  • کتاب (چاپ٢٨)، ۱۳۹۵، سورهٔ مهر
  • و کتاب جدید "خط "

    بررسی   واژﮔﺎن و  دستور زبان  مورد نظر است. در تقسیم بندی زیر

    ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻌﻞ   / ﺳﺎﺧﺘﺎر اﺳﻢ  / ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺻﻔﺖ  / ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻗﻴﺪ /ﺳﺎ ﺧﺘﺎر ﺣﺮوف  

    نمونه:

      در بررسی  واژگانی، شاعر به جای استفاده از كلمات متداول زبان، از واژگان قدیمی یا تلفظ‌ های قدیمی واژگان استفاده می‌كند                 

       

     پیش از تو «صورتگران» بسیار از آمیزه برگ‌های آهوان برآوردند.

      «صورتگر» به معنای نقاش، كلمه قدیمی است.

    واژﮔﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﻗﻲ ، دردي ﭘﺮده ، رﻗﻴﺐ ، دروﻳﺶ ، ﺧﺎﻧﻘﺎه ، ﺧﺮﻗﻪ ، ﻋﺴﺲ ، ﻛﺶ ، وﺻﺎل ، ﺷﺒﺎب ، ﺣﺮﻳﻒ ، دار ﻣﺪﻋﻲ   ﺑﺮاي ، ﺟﺮس و . ...اﻟﺒﺘﻪ ، ﺳﺮو ، ﻣﺮغ ، ﭼﻤﻦ ، ﺳﻤﻨﺪ ، ﺷﻬﺴﻮار ، ﺧﻮاﺟﻪ ، ﺻﻨﻢ

    ﺷ ـﻜﻮه ﺟﺎم ﺟﻬﺎن  ﺑﻴﻦ ﺷﻜﺴﺖ اي ﺳـﺎﻗﻲ 

       ﻧﻤﺎﻧﺪ ﺟﺰ ﻣﻦ و ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺖ اي ﺳـﺎﻗﻲ 

    از ﺑﻴﻢ ﻣﺤﺘﺴﺐ ﻣﺸﻜﻦ ﺳﺎﻏﺮ ي ا   ﺣﺮﻳـﻒ 

      ﻣﻴﺨﻮاره را درﻳـﻎ ﺑــﻮد ﺧـﺪﻣﺖ ﻋﺴـﺲ 

            در بررسی قوانین زبان ، شاعر دستور زبان جدید، از دستور زبان گذشته پیروی می‌كند و در مواردی، قواعد دستوری سنتی را به كار می‌برد. مانند این اشعار از شاملو:

                       و انسان/

                             به زندان بندگی اندر،/

                                          بماند. (آیدا در آینه: 31)

      كاربرد حرف اضافه مضاعف« به...اندر» از ویژگی‌های دستور سنتی است.

                  نه/

                     تردیدی بر جای بنمانده است...(مرثیه‌های خاك، 36)

      افزودن پیشوند« ب» در آغاز فعل نفی، از ویژگی‌های دستور سنتی است.

    ساختار فعل:

      اﻟﻒ (ﻓﻌﻞ  ﻫﺎي ﭘﻴﺸﻮﻧﺪي 

               ﻓﻌﻞ  ﻫﺎي ﭘﻴﺸﻮﻧﺪي ﺑﻪ آن دﺳﺘﻪ از اﻓﻌﺎﻟﻲ اﻃﻼق  ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ از ﻳﻚ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪ و ﻳﻚ ﻓﻌﻞ ﺳﺎده ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ ﮔﺎﻫﻲ اﻳﻦ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪﻫﺎ در ﻣﻌﻨﺎي ﻓﻌﻞ ﺳﺎده ﺗﺄﺛﻴﺮ   میﮔﺬارﻧﺪ و ﻓﻌﻠﻲ ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎي ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻲ  ﺳﺎزﻧﺪ، ﻣﺜﻞ؛ اﻓﺘﺎد و ﺑﺮاﻓﺘﺎد و ﻳﺎ اﻧﺪاﺧﺖ و ﺑﺮاﻧﺪاﺧﺖ و ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻴﭻ ﻣﻌﻨﺎي ﺗﺎزه اي ﺑﻪ ﻓﻌﻞ ﺳﺎده ﻧﻤﻲ اﻓﺰاﻳﻨﺪ

     

      ب (ﻓﻌﻞ ﻫﺎي ﺳﺎدة   ﻗﺪﻳﻤﻲ

    ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي اﻓﻌﺎل ﺳﺎده اي اﺳﺖ ﻛﻪ در دوره ﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﻲ  ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳ ﺖ و اﻣﺮوزه از زﺑﺎن ﻣﻌﻴﺎر ﻛﻨﺎر رﻓﺘﻪ اﻧﺪ  .

          ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﻌﻞ ﻫﺎي ﺳﺎدة ﻗﺪﻳﻤﻲ  در ﺷﻌﺮ اﻣﺮوز، ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻧﺔ ﺗﺴﻠّﻂ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﺮ زﺑﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ، ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﻲ اﻳﺠﺎد ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

      د ) مرکب پیشوندی 

     اﻓﻌﺎل ﮔﺮوﻫﻲ ﺑﻪ دﺳﺘﻪ اي از ﻛﻠﻤﺎت ﮔﻔﺘﻪ   ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻌﻨﻲ ﻓﻌﻞ واﺣﺪي را  ﻣﻲ رﺳﺎﻧﻨﺪ. و ﻣﻌﺎدل ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم ﻳﻚ ﻓﻌﻞ ﺳﺎده ﻳﺎ ﻳﻚ ﻓﻌﻞ ﻣﺮﻛﺐ ً اﺳﺖ » و  ﻏﺎﻟﺒﺎ اﻳﻦ اﻓﻌﺎل ﺑﻴﺶ از دو ﻛﻠﻤﻪ  ﻣﻌﻨﻲ ً ﻳﻜﻲ از ﻛﻠﻤﺎت ﺣﺮف اﺿﺎﻓﻪ اﺳﺖ، و ﻣﺠﻤﻮع ﻋﺒﺎرت ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ

    -دﻋﺎﻳﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻌﻞ  

    ﻛﺎرﺑﺮد آن دﺳﺘﻪ از اﻓﻌﺎل دﻋﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺷﻌﺮ و ﻧﺜﺮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﻲ  ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ و اﻣﺮوزه در زﺑﺎن ﺷﻌﺮ ﺑﻨﺪرت ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ روﻧﺪ .ﺷﻜﻞ ﻓﻌﻞ دﻋﺎﻳﻲ در زﺑﺎن ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ   : ﺑﻦ ﻣﻀﺎرع +» اد  ﻳﺎ ﻓﻌﻞ ﻣﻀﺎرع ﺳﻮم ﺷﺨﺺ  + ﻣﻲ « ا ﺳﺎﺧﺘﻪ  ﺻﻴﻐ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﺮوزه ﺗﻨﻬﺎ  ﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﺪودي

    از آن ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ  . ، اﺳﺘﻔﺎده از ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎي دﻋﺎﻳﻲ ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﻲ

    ﺑﺪون ﻓﻌﻞ دﻋﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ز یبایی  اﺷﻌﺎرش ﺷﺪه  .ﭼﻮن ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎﻳﻲ   : ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺑﻪ دﻳﻮ

      ﻛﺎرﺑﺮد ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻌﻞ ﻣﻌﻴﻦ  + ﻣﺼﺪر ﻛﻪ از ﻓﻌﻞ ﻫﺎي ﺑﺎﻳﺪ، ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ، ﺑﺎﻳﺴﺖ، ﺗﻮان، ﺷﺎﻳﺪ،

    ﺷﺎﻳﺴﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ  ﺘﻲ از اﻳﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺗﺤﺖ ﻧﺎم وﺟﻪ ﻣﺼﺪري، ﻓﻌﻞ ّ ﺷﻮﻧﺪ و در دﺳﺘﻮرﻫﺎي ﺳﻨ

    ﻫﺎي ﻳﻚ ﺷﺨﺼﻪ، ﻓﻌﻞ ﻣﻲ ﻫﺎي ﻏﻴﺮ ﺷﺨﺼﻲ ﻳﺎد   ﺷﻮد، ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺎﻋﺮ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻳﺎدآور زﺑﺎن ﻛﻬﻦ

    اﺳﺖ.ﻳﺎد ﻻزم ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺖ آوري اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ  ﻣﻲ ﻫﺎﻳﻲ، ﻳﻚ ﺟﻤﻠﺔ ﻣﺮﻛﺐ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر   آﻳﺪ ﻛﻪ اوﻟﻲ

    ﺟﻤﻠﺔ ﭘﺎﻳﻪ و دوﻣﻲ ﻣﻲ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﻴﺮو ﻣﺤﺴﻮب  ﺷﻮد.

    اﻓﻌﺎل

    ﻓﻌﻞ  ﻫﺎي ﺳﺎده ﻗﺮﻳﻤﻲ 

    ﻓﻌﻞ ﻫ ﺎي ﭘﻴﺸﻮﻧﺪي 

    ﻓﻌﻞ  ﻫﺎي ﻣﺮﻛﺐ 

    اﻓﻌﺎل مرکب پیشوندی 

    ﻓﻌﻞ  دﻋﺎﻳﻲ 

    ﻓﻌﻞ ﻏﻴﺮ ﺷﺨﺼﻲ 

    @ تکرار فعل

    امر بدون ب

     

    (2 ﺳﺎﺧﺘﺎر اﺳﻢ 

    شاعرﮔﺎه آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﮔﺎه ﻧﺎ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ از اﺳﻢ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در دورة ﮔﺬﺷﺘﻪ راﻳﺞ ﺑﻮده و اﻛﻨﻮن ﻛﻤﺘﺮ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﻲ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻛﻠﻲ ﻣﺘﺮوك ﺷﺪه اﻧﺪ، در ﺷﻌﺮ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻬﺮه  ﮔﻴﺮد .

    ﻛﺎرﺑﺮد اﺳﻢ ﻫﺎي -ﻗﺪﻳﻤﻲ :  

             در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﻣﻌﺎﺻﺮ از اﺳﺎﻣﻲ    ﻛﻬﻨﻲ ﻛﻪ در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻛﺎرﺑﺮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ و اﻣﺮوزه در زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ رود، اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﺪ. آﻧﺎﻫﻴﺘﺎ  / ﻛﻪ ﻧﻴﻚ اﺳﺖ او  / ﻛﻪ ﭘﺎك اﺳﺖ او   / ﻛﻪ «اژدﻫﺎك »و «آﻧﺎﻫﻴﺘﺎ» ، ﺑﻪ ﻓﻀﺎي ﺷﻌﺮ وي ﺟﻨﺒﺔ   اي و ﺑﺎﺳﺘﺎن ﮔﺮاﻳﺎﻧﻪ ﺑﺨﺸﻴﺪه اﺳﺖ   . واژه  ﻫﺎي ﺑﺰم، رزم و ﺟﺎم در

     - ﻛﺎرﺑﺮد ﺗﻠﻔﻆ ﻛﻬﻦ واژﮔﺎن   :

    ﺑﻪ ﻛﺎرﺑﺮدن ﺗﻠﻔﻆ ﻛﻬﻦ واژه ﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻮﺟﺐ   ﺷﻮد ﻛﻪ زﺑﺎن ﺷﺎﻋﺮ از زﺑﺎن ﻣﺘﻌﺎرف و ﻫﻨﺠﺎر ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﻴﺮد و ﺑﻪ زﺑﺎن ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﻧﺰدﻳﻚ ﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﺗﻠﻔﻆ  .ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺑﺮﺧﻲ از واژﮔﺎن ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ، ﻳﺎ ﺣﺬف ﻳﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﻚ ﺣﺮف از آن ﺻﻮرت ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد  . 

            (3 ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺻﻔﺖ

       اﺳﺘﻔﺎده از ﺻﻔﺎﺗﻲ ﻛﻪ در زﺑﺎن ﮔﺬﺷﺘﮕﺎن راﻳﺞ ﺑﻮد ه اﺳﺖ، در ﺷﻌﺮ اﻣﺮوز، در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻓﻀﺎي ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ و واژﮔﺎن ﻣﻮﺟﻮد در ﺷﻌﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺸّﺨﺺ ﻛﻼم ﻣﻲ ﺷﻮد 

      اﻟﻒ (ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺻﻔﺎت ﺳﺎدة  

    ﻣﻨﻈﻮر از ﺻﻔﺎت ﺳﺎدة ﻗﺪﻳﻤ ﻲ، ﺻﻔﺎﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻳﻚ ﺗﻚ واژ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﺸﻜﻴﻞ    ﻣﻲ ﺷـﻮﻧﺪ و اﻣﺮوزه در زﺑﺎن ﻣﻌﻴﺎر ﻛﺎرﺑﺮد ﻧﺪارﻧﺪ، ﻳﺎ ﺑﺎ اﻧﺪك ﺗﻐﻴﻴﺮ، اﻣﺮوزه راﻳﺞ ﻫﺴﺘﻨﺪ   . / ﭼﻮن ﻛﻮه،ﻛﻮه ﺧﺎﻣﺶ دﻣﺴﺮدم؟         / ﺑﻲ درد، ﺳﻨﮓ ﺳﺎﻛﺖ ﺑـﻲ دردم؟  

    ب  (ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺻﻔﺎت ﻣﺸﺘﻖ   

    اﻳﻦ ﺻﻔﺖ از ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻳﻚ ﺗﻚ واژ ﻣﺴﺘﻘﻞ و ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﻚ واژ واﺑﺴﺘﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد  ﺑﺎﻳـﺪ ﺗﻮﺟ داﺷﺖ ﻛﻪ در ا ﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺻﻔﺎت ﮔﺎﻫﻲ ﺗﻚ واژ آزاد آن ﻛﻬﻦ اﺳﺖ و وﻧﺪ آن در زﺑـﺎن اﻣـﺮوز ﻫـﻢ ﻛﺎرﺑﺮد دارد  .  « ﺧﺸﻢ+ﮔﻴﻦ » ﻣﺎﻧﻨﺪ زﻳﺮ « راﺳﺦ+ﺗﺮ » و در ﺷﻌﺮ   : و در ﺧﻴﻞ ﺳﻴﺎﻫﻲ        ﺷﺐ ﻫﺎي -  /     از ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻢ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﺧﻠـﻖ ﭘﻨﻬـﺎن ﺷـﺪ   

    ج  ( ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺻﻔﺎت ﻣﺮﻛﺐ   

    ﺻﻔﺖ ﻣﺮﻛﺐ، ﺻﻔﺘﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ    از دو ﻳـﺎ ﭼﻨـﺪ ﺗﻜـﻮاژ آزاد ﻳـﺎ ﻣـﺴﺘﻘﻞ ﺳـﺎﺧﺘﻪ ﻣـﻲ   «.ﺷـﻮد   ﺑﻬﺮه ﺟﺴﺘﻦ از اﻳﻦ ﺻﻔﺎت از ﺳﻮي ﺷﺎﻋﺮ، ﺧﻮاه ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﻳﺎ ﻏﻴـﺮ ﻋﻤﺪ، از آﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻣﺮوزه در زﺑﺎن ﻣﻌﻴﺎر ﻛﺎرﺑﺮد ﻧﺪارد، ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﺟـﺴﺘﻪ ﺳـﺎزي زﺑﺎن او ﻣﻲ ﺷﻮد . ﻣﺎﻧﻨﺪ   : دﻳﻮ  +ﺧﻮ  : ﻧﺸﺴﺘﻪ اژدﻫﺎك دﻳﻮ ﺧﻮ -  /  ﺑﺮ روي ﺗﺨﺖ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﻫﺸﻴﺎر ) ( ﻇﻠﻤﺖ   + ﺑﺎر  : ﻓﺮاز ﺷﻬﺮ ﺑﺎ آواز ﻧﺎﻫﻨﺠﺎر   /

    ﻗﻴﺪ (4 ﺳﺎﺧﺘﺎر  

    ﻗﻴﺪ واژه اي اﺳﺖ »  ﻛﻪ ﺻﻮرت ﺛﺎﺑﺖ دارد، ﻳﻌﻨﻲ ﺻﺮف ﻧﺎﺷﺪﻧﻲ اﺳﺖ،

    ﻗﻴﺪﻫﺎ ﺑﻪ دو » و « ﻗﻴﺪ ﻣﺨﺘﺺ » : « ﻗﻴﺪ ﻣﺸﺘﺮك ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ .

    ﻗﻴﺪﻫﺎي ﻣﺨﺘﺺ در ﺟﻤﻠﻪ ﺟﺰ ﻧﻘﺶ ﻗﻴﺪي، ﻧﻘﺶ دﻳﮕﺮي را ﻧﻤﻲ ﭘﺬﻳﺮﻧﺪ  . اما ﻗﻴﺪ ﻫﺎي ﻣﺸﺘﺮك در اﺻﻞ ﻗﻴﺪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺻﻔﺖ و اﺳﻢ و ﻓﻌﻞ اﻧﺪ ﻛﻪ در ﺟﻤﻠﻪ ﻗﻴﺪ ﻣﻲ واﻗﻊ  ﺷﻮﻧﺪ ) اﻳﻦ ﻗﻴﺪﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺮﺧﻲ از اﻓﻌﺎل، ﻋﺒﺎرات و ﺗﺮﻛﻴﺒﺎت ﻋﺮﺑﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ در زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﻲ ﻗﻴﺪ ﻣﺨﺘﺺ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲ آﻳﻨﺪ) . ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻟﺤﻖ و ﻋﻠﻲ اﻟﺨﺼﻮص   :

     (5 ﺳﺎﺧﺘﺎرﺣﺮوف  :

      ﺣﺮوف در زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﻲ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﻌﻨﺎي ﻣﺴﺘﻘﻠﻲ ﻧﺪارﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﭘﻴﻮﻧﺪ دادن  ﻛﻠﻤﻪ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎ ﻳﺎ  ﻛﻠﻤﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻳﺎ ﻧﺴﺒﺖ دادن  ﻛﻠﻤ ﻪ اي ﺑﻪ ﻛﻠﻤﻪ اي ﻳﺎ  ﺟﻤﻠﻪ اي ﺑﻪ  ﺟﻤﻠﻪ اي، ﻳﺎ ﻧﻤﻮدن ﻧﻘﺶ ﻛﻠﻤﻪ اي ) «. در ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎر  ﻣﻲ روﻧﺪ  ، ﺣﺮوف ﺗﻨﻬﺎ در ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﺑﺎ دﻳﮕﺮ ﻛﻠﻤﺎت ﻣﻌﻨﻲ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ  .

    ﺷﻜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻲ    ﺣﺮوف 

    در اﻳﻦ ﺷﻴﻮه، ﺷﺎﻋﺮ در ﺷﻌﺮ ﺧﻮد از ﺷﻜﻞ ﻛﻬﻦ ﺣﺮوﻓﻲ ﺑﻬﺮه ﻣﻲ                       ﮔﻴﺮد ﻛـﻪ اﻣـﺮوزه در زﺑـﺎن ﻣﻌﻴﺎر ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ  ﻛﺎر ﺑﺮده ﻛﺎرﺑﺮدي ﻧﺪارﻧﺪ ً ﺷﻮﻧﺪ

      « ز   «از» اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﺮوزه در زﺑﺎن ﻣﻌﻴﺎر ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻛﺎﻣﻞ ﺑـﻪ

    ﻛﺎر ﻣﻲ رود، در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺮ دو ﺻﻮرت ﻛﺎﻣﻞ  «از» و  «ز» ﻣﺨﻔﻒ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ   .

    ارﭼﻪ:       

    ﺑﻪ ﻛﺎرﮔﻴﺮي ادات ﺗﺸﺒﻴﻪ  -ﻛﻬﻦ :

    اﺳﺘﻔﺎده از ادات ﺗﺸﺒﻴﻪ    ﻛﻬﻦ ﻛﻪ در ﻳﻚ دوره ﻳﺎ دوره ﻫﺎﻳﻲ ﻛﺎرﺑﺮد داﺷﺘﻪ و اﻣـﺮوز ﻛﻤﺘـﺮ ﺑـﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ روﻧﺪ، از دﻳﮕﺮ ﻣﻮاردي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ اﺛﺮ ادﺑﻲ ﺻﺒﻐﺔ آرﻛﺎﺋﻴﻚ ﻣﻲﺑﺨﺸﺪ . ﭼﻮﻧﺎن

    ﺑﻪ ﺳﺎن :    

    ﺳﺎﺧﺖ ﻧﺤﻮي -ﻛﻬﻦ  

    - ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ اﺟﺰاي ﻓﻌﻞ  :

     ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ اﺟﺰاي ﻓﻌﻞ در ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑهﻮﻳﮋه در ﺷﻌﺮ ﺧﺮاﺳﺎﻧﻲ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ رﻋﺎﻳﺖ وزن ﺻﻮرت   ﻣﻲ   ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ                

      ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ در اﺟﺰاي ﻓﻌﻞ-ﻣﺮﻛﺐ   :

    - ﺗﻜﺮار ﻓﻌﻞ 

    -  «ب» ﻛﺎرﺑﺮد ﻓﻌﻞ اﻣﺮ ﺑﺪون ﺗﻜﻮاژ

     وﺟﻪ اﻣﺮي، ﻧﻤﻮدي از ﻓﻌﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ وﻗﻮع ﻳﺎ ﻋﺪم وﻗـﻮع ﻛـﺎري را ﺑـﻪ ﺻـﻮرت ﻓﺮﻣـﺎن ﻳـا   ﺧﻮاﻫﺶ ﻳﺎ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﺑﺨﻮاﻫﺪ     . ﺷﺎﻳﺎن ذﻛﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺘﺐ دﺳﺘﻮر، ﻓﻌﻞ اﻣﺮ را در دو ﺳﺎﺧﺖ      » « دوم ﺷﺨﺺ ﻣﻔﺮد و دوم ﺷﺨﺺ ﺟﻤﻊ آورده اﻧﺪ        .

               «ب»      ﻓﻌﻞ اﻣﺮ ﺑﺎ ﭘﻴـﺸﻮﻧﺪ ﻓﻌﻠـﻲ ﻳـﺎ ﻣﺠـﺮد از اﻳـﻦ ﭘﻴـﺸﻮﻧﺪ و      ... ﺑـﻪ ﻛـﺎر ﻣـﻲ   رﻓﺘـﻪ 

    -ﺿﻤﻴﺮ ﺣﺮﻛﺖ ﻳﺎ رﻗﺺ  

    ﻛﺎرﺑﺮد  «آن» و اﻳﻦ» ﺑﺮاي ﺑﻴﺎن ﻧﻮع و ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ 

    ﻛﺎرﺑﺮد     «اﻳﻦ» و  «آن» در زﺑﺎن اﻣﺮوز ﺑﺮاي اﺷﺎره ﺑﻪ ﻧﺰدﻳﻚ و دور ﺑـﻪ ﻛـﺎر ﻣـﻲ  رود   . ﺷـﺎﻋﺮان ﻣﻮﻓﻖ از ﺗﻤﺎﻣﻲ  اﻣﻜﺎﻧﺎت زﺑﺎﻧﻲ ﺑﺮاي ﺗﺸّﺨﺺ زﺑﺎن ﺧﻮﻳﺶ ﺑﻬﺮه ﻣﻲ  ﮔﻴﺮﻧﺪ    اﻳﻦ ﻣﻮج ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ   / اﻳﻦ اژدﻫﺎي ﻫﻔﺖ ﺳﺮ- /   اﻳـﻦ دﻳﻮ ﺧﻮف و ﻫﻮل ) ﺳﺮخ، ﺷﻴﺮ ص 99   (          «اﻳﻦ»         ﺷﺎﻋﺮ ﺑﺎ ﺑﻪ ﻛﺎرﺑﺮدن ﺳﻪ ﺑﺎر اﺳﻢ اﺷﺎره ﺑﺮاي ﺑﻴﺎن ﻣﺒﺎﻟﻐـﻪ دﺳـﺖ ﺑـﻪ ﻋـﺎدت زداﻳـﻲ زده اﺳﺖ  . 

    ﺟﻤﻊ ﺑﺴﺘﻦ ﻫﺎي  -ﻧﺎﻣﺘﻌﺎرف

    اﮔﺮﭼﻪ در زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﻲ ﺑﺮاي ﺟﻤﻊ ﺑﺴﺘﻦ ﺟﺎﻧـﺪاران از   «ان»  » وﺑـﺮاي ﻏﻴـﺮ ﺟﺎﻧـﺪاران از «ﻫـﺎ

    اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد، وﻟﻲ در زﺑﺎن اﻣﺮوز ﻛﺎرﺑﺮد «ان» ﺑﺮاي ﺟﺎﻧﺪاران رو ﺑﻪ ﻛـﺎﻫﺶ اﺳـﺖ؛

    ﺑﺮ «ان» ﺟﻤﻊ ﺑﺴﺘﻦ اﻋﻀﺎي ﺟﻔﺖ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﻛﻪ دارد

           ﻛﺎرﺑﺮد ﺣﺮوف در ﻣﻌﺎﻧﻲ و ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻏﻴﺮ از ﻣﻌﻨﻲ و ﻣﻔﻬﻮم راﻳﺞ زﺑﺎن اﻣﺮوز، در ﻣﻌـﺎﻧﻲ   اي ﻛـﻪ در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺮﺳﻮم ﺑﻮده اﺳﺖ، ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﻲ ﻣﻲ       ﺷﻮد زﻳـﺮا ﺣـﺮوف در ﮔﺬﺷـﺘﻪ در ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ           » . ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲ      ﺷﺪﻧﺪ

     -   ﻛﺎرﺑﺮد ﺣﺮف «را» ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎن آن را در ﻣﻔﻬﻮم  «ﺑﻪ» ،   «ﺑﺮاي»

    و: 

    ﻗﻠﺐ ﻣﻦ و ﺗﻮ را   / ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻣﻬﺮي اﺳﺖ در ﻧﻬﺎن)

     «را» ﺑﺮاي ﻓﻚ اﺿﺎﻓﻪ   :

    اﻳﻦ         «را» ﺑﻴﻦ ﻣﻀﺎف اﻟﻴﻪ و ﻣﻀﺎف واﻗﻊ ﻣﻲ   ﺷـﻮد و ﺳـﺒﺐ ﺟـﺪاﻳﻲ ﻣـﻀﺎف اﻟﻴـﻪ و ﻣـﻀﺎف

         «را»    در ﻧﮕﺎه اول ﻧﺸﺎﻧﺔ ﻣﻔﻌﻮﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ    رﺳﺪ، اﻣﺎ    با    ﺗﺄﻣﻞ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺨﺎﻃـﺐ در ﻣـﻲ   ﻳﺎﺑـﺪ

    اﻳﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ و اﻳﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺳﺎزي  میﺷﻮد   .

     

    @

    آرایه ی تلمیح

    کارکردهای بلاغی

 

 

شاخ خشک

شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند؟
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
وحشی بافقی


http://s9.picofile.com/file/8318338134/%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1%D8%B1.jpg

توجه:

 

دوستان عزیز بخشی از مطالب درسی تاریخ دوم بهمن جهت مطالعه برای المپیاد ادبی است.

نمونه سوال المپیاد

http://s8.picofile.com/file/8317417334/%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF95.pdf.html

http://s9.picofile.com/file/8317417092/%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C.pdf.html  

 

سبک بینابین

سبكي است بين خراساني و سبكي كه بعدها شكل ميگيرد و به آن سبك عراقي ميگويند. شاعران اين دوره مانند انوري و ظهير فاريايي، دو جنبه ای هستند؛ هم قصيده ميگويند وهم غزل.

غزل آنها متمايل به سبك عراقي و قصيدة آنها متمايل به سبك خراساني است؛ بدون اين كه دقيقاً اين يا آن باشد. غزلهاي شاعران قصيده پرداز اين دوره، همان اسلوب تغزل قصايد را دارد و غزلهايي ابتدايي است؛ حال آن كه غزل در عهد سلجوقي روز به روز به سمت تكامل سير مي‌كند.

از شاعران اين سبك ميتوان به سنايي، خيام، ابوالفرج روني، ظهير فاريابي، جمالالدين اصفهاني و انوري اشاره كرد.

در شعر قرن ششم واژگان عربي و تركيبات نو به وفور ديده ميشود. واژه هاي كهن سبك خراساني و سادگي و رواني زبان در اين قرن به شدت كم ميشود و زبان شعر رو به پيچيدگي ميرود. همچنين بعضي واژه هاي تركي وارد شعر اين قرن شده است. به علوم مختلف از قبيل نجوم و طب و قرآن و حديث و مسائل كالمي پرداخته ميشود و شعر، رنگ تعصبات ديني ميگيرد. بيشتر قالبهاي شعري در اين قرن به اوج ميرسند؛ مثال رباعي با خيام و مثنوي با نظامي و قصيده و تركيببند با خاقاني تكامل مي‌يابد. مبالغه و غلو و صنايع ادبي مورد توجه شاعران قرار ميگيرد و تمثيل و موازنه در شعر اين دوره فراوان ديده ميشود.

سبک هندی

سبک هندی نمونه‌ای از سرایش شعر در ادبیات فارسی است که از قرن نهم هجری به بعد به‌وجود آمد. به علت استقبال دربار ادب پرور هند از شاعران پارسی گوی، و همچنین به علت عدم توجه پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان به‌واسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و حس نوجویی و تفنن دوستی و به سبب تأثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط، سبکی به وجود آوردند که سبک هندی نامیده می‌شود. برخی ار ادبا این سبک را سبک اصفهانی نیز نامیده‌اند. این سبک تقریباً از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگی‌های آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را می‌توان نام برد.

سبک هندی از رودکی شروع می‌شود اما برخی نقطه آغاز آن را از زمان خاقانی می‌دانند. بسامد سبک هندی اما در سروده‌های رودکی و خاقانی بسیار پایین است. بابا فغانی را حافظ کوچک می‌نامند و او نیز از فعالان در عرصه سبک هندی به‌شمار می‌آید.[۱]

محتویات

عوامل پیدایش سبک هندی

  • مذهب
  • سفر به هند
  • توسعهٔ اصفهان
  • رفاه اقتصادی
  • علاقهٔ شاهان صفوی به فرهنگ[۲]

ویژگی‌های سبک هندی

  • خیال‌پردازی به افراط؛
  • فراوانی تمثیل و ارسال المثل که شاعران سبک هندی برای توجیه ادعاهای عجیب و غریب خود از تمثیل استفاده می‌کنند؛
  • به کار بردن لغات محاوره و الفاظ بازاری در شعر؛
  • بیان احوال شخصی و عواطف و احساسات مربوط به زن و فرزند و خویشاوندان.

سرایندگان سبک هندی

از میان گویندگانی که به این سبک شعر سروده‌اند نام اینان در خور ذکر است:

تک بیتی‌ها

از گویندگان این سبک، تک بیتی‌های نغز و دلاویزی برجای مانده‌است که اغلب صورت ضرب‌المثل پیدا کرده‌است.

اقبال خصم هرچه فزون‌تر شود نکوست   فواره چون بلند شود سرنگون شود

؛

دست طمع چو پیش کسان می‌کنی دراز   پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

؛

اظهار عجز پیش ستمگر زابلهی است   اشک کباب باعث طغیان آتش است

؛

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد   خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

؛

ریشهٔ نخل کهنسال از جوان افزون‌تر است   بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
   
ما ز آغاز و ز انجام جهان بی‌خبریم   اول و آخر این کهنه کتاب افتاده‌است
روزگار اندر کمین بخت ماست   دزد، دائم در پی خوابیده‌است
   
عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد   خمیر مایهٔ دکان شیشه‌گر سنگ است
   

؛

اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست   چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است
   

؛

خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد   چون مرا بیدار کرد از خواب، خواب دیگران؟
   

؛

نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت   هر طفل نی سوار کند تازیانه‌اش
   

سَبکِ عراقی

سَبکِ عراقی به سَبکی از شعر پارسی گفته می‌شود که از اواخر قرن ششم تا قرن نهم هجری رواج و ادامه داشته‌است. نام این سبک از عراق عجم گرفته شده‌است، امّا رواج این سبک محدود به سرزمین عراق عجم نبود و در نواحی دیگر نیز رواج داشت. ابوالفرج رونی، سید حسن غزنوی و جمال‌الدین اصفهانی از بنیان‌گذاران و کمال‌الدین اصفهانی، سعدی، عراقی و حافظ از نمایندگان این سبک به‌شمار می‌روند.

محتویات

تاریخچه و زمینه پیدایش

سبک عراقی با روی کارآمدن سلجوقیان در خراسان آن روز و اتابکان در عراق و آذربایجان به‌وجود آمد. در این زمان (سدهٔ ششم) بخش‌هایی از غرب ایران را نیز عراق می‌گفتند، امّا برای تمایز با بخش میان‌رودان، آن‌جا را عراق عرب و این‌جا را عراق عجم می‌نامیدند. در این زمان گرانیگاه ادبی ایران به آذربایجان و عراق عجم منتقل شد.

زمانی که مغولان خراسان را به خاک و خون کشیدند دانشمندان و ادیبانی که جان به سلامت بردند ناگزیر به اصفهان، شیراز، بغداد و دیگر مناطقی که رفاه مادی و ذخایر معنوی آنها از نهب و غارت مغولان در امان مانده بود گریختند. در نتیجه انهدام بغداد، طبعاً، نفوذ عربی برافتاد و امیران محلی، خواه ترک یا ایرانی، همگی مروج زبان و ادب فارسی بودند. شعری که از ویرانه‌های خراسان مهاجرت کرد، در باختر، میهنی تازه یافت و «سبک عراقی» جلوه‌گاه آن گشت.[۱]

ولی، باید در نظر داشت که اختلاف این سبک و سبک خراسانی نه ناشی از سرزمین و نه بر اثر اختلاف سلیقه است، بلکه یک فن ادبی است که چون میراثی از خراسان منهدم شده به عراق، که روی‌هم‌رفته از حملات مغولان مصون مانده، می‌رسد و عراق آن را احیا می‌کند و اشاعه می‌دهد؛ زیرا، خراسان، که از جمعیت تهی شده بود مدت‌های دراز توان آن را نداشت و، بدین ترتیب، واضح می‌گردد که تهاجم مغولان دوران ادبی نوینی به وجود می‌آورد.[۲]

در دوران مربوط به سبک عراقی بر اثر سیاست سلجوقیان، مدارس مختلف دینی تأسیس شد. تفسیر و منطق و حکمت و ادب تازی در این مدارس تدریس می‌شد. شاعران و ادیبان نیز با آن‌ها آشنا می‌شدند.
سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان و ایلخانان و تیموری را در بر می‌گیرد و از قرن هفتم تا قرن نهم ادامه دارد.

رواج شعر پارسی در پارس و آذربایجان سبب شد که در شعر فارسی تحوّلی اساسی به‌وجود آید این تحوّل را می‌توان قبل از همه در شعر انوری و ظهیر فاریابی مشاهده کرد. انوری نخستین کسی است که از یک طرف قصاید و مدایح اغراق‌آمیز و پُرصنعت را وارد شعر کرد و از طرف دیگر غزل‌های لطیف و پرشور سرود. پرچم‌دار شیوهٔ تازه در ایران خاقانی و نظامی گنجوی شدند و در عراق جمال‌الدین اصفهانی و پسرش کمال‌الدّین این شیوه را برگزیدند و سعدی و حافظ آن را به اوج رساندند. نظامی داستان‌سرایی عاشقانه را به زیباترین شکل خویش به‌سامان رسانید.

خصوصیات سبک

  • اساس سبک عراقی همان سبک خراسانی ست با این تفاوت که در آن واژه‌های عربی فراوان‌تر شده و نیز به‌دلیل جابه‌جایی مراکز قدرت و گسترش علوم در حوزه‌های آموزش علمی و فرهنگی شهرهای مختلف ایران، واژه‌های علمی و حِکمی و فلسفی و دینی و نجوم و پزشکی در آثار شاعران وارد شده و رنگ و زنگ یا جلوهٔ خود را به شعر شاعران سبک عراقی بخشیده‌است.
  • در این سبک، قصیده بیشتر جای خود را به غزل، و سادگی و روانی و استحکام جای خود را به لطافت و کثرت تشبیهات و تعبیرات و کنایات زیبا و تازه و در عین حال دقیق و باریک داد و واژه‌های عربی نیز فزونی گرفت. با ورود تصوف و عرفان در شعر، گویندگان عارفی چون سنایی، عطار، مولوی، حافظ و ده‌ها شاعر دیگر ظهور کردند. در ضمن مضامین اخلاقی و تربیتی و پند و اندرز جای مدایح مبالغه‌آمیز را گرفت.
  • معانی شعری در این شیوهٔ تازه گذشته از مدح که با بزرگ نمایی‌ها و فروتنی فراوان نسبت به ممدوح همراه‌است. هجو و هزل نیز هست که بیش از دورهٔ قبل رواج می‌یابد، و کسانی مانند انوری و سوزنی سمرقندی و خاقانی هجو‌های تند و هزل‌های بسیار می‌گویند.
  • عشق و عرفان و اخلاق از درونمایه‌های رایج در این سبک است. غزل که ابتدا انوری آن را به‌صورت یک نوع جدید ارائه می‌دهد، در شعر بیشتر شاعران این دوره آزمایش می‌شود. با این‌همه اوج آن در غزل‌های سعدی و حافظ جلوه‌گر می‌شود.
  • قالب‌های شعری، گذشته از قصیده که انوری و خاقانی و جمال‌الدین اصفهانی و ظهیر فاریابی آن را به اوج می‌رسانند، قالب مثنوی و غزل رواج فراوان می‌یابد. در پنج گنج نظامی گنجوی نوعی جدید از انواع ادبی را در قالب مثنوی ارائه می‌دهد.
  • شاعران فارس و اصفهان هر چند شیوهٔ جمال‌الدین اصفهانی را می‌پسندند، امّا قالب غزل را بر قالب‌های دیگر ترجیح می‌دهند. فارس مرکز غزل‌سرایی به سبک عراقی می‌شود. سعدی و حافظ خداوندان غزل هر یک شیوهٔ تازه‌ای می‌آفرینند. شیوهٔ عراقی البتّه در غزل با آنچه در قصیده و مثنوی هست، تفاوت دارد.
  • توجّه به زیبایی کلمه و سادگی و خوش‌آهنگی که در واقع سبک خاص سعدی است، در غزل تأثیر می‌گذارد و کسانی مانند سلمان و خواجو و همام تبریزی و اوحدی و امیرخسرو دهلوی و جامی چه در فارس و چه در جاهای دیگر آن شیوه را در نظر دارند. با این‌همه حافظ تحوّلی بزرگ در غرل فارسی ایجاد می‌کند و سبکی منتقل و آزاد که آن را سبک والا باید خواند می‌آفریند. در سبک عراقی، قالب مثنوی و غزل اهمیّت بیشتری پیدا می‌کند و تا دوره‌های بعد ادامه می‌یابد. شعر به لهجه‌های محلّی به‌سبب ناامنی‌ها و فقر و سیه‌روزی مردم فراموش شد و زبان به‌سوی پیچیدگی و ابهام پیش رفت. میزان زیادی کلمه‌ها و اصطلاح‌های عربی و قرآنی و مانند آن در شعرها و نوشته‌ها وارد شد.