توجه

کیانای کاظمی عزیز و خسته به شما و دوستان کلاس تان خبر خوش میدم که هرجند امروز سرکار بودم اما پذیرفتم که روز سه شنبه از کلاس شما امتحان بگیرم...آزمون کلاس همسایه طبق قرار  روز یکشنبه خواهد بود. امیدوارم شاد و سربلند باشید.

فارسی2 درس 2

سلام دوستان

وقت تون شاد...مطالبو گذاشتم لطفا اگر مشکل و ایرادی یافتید نظر بگذارید.سپاس

http://s9.picofile.com/file/8340257018/%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_2_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D8%A8%D8%B3%D8%AA.pdf.html

 

درس 2 فارسی  2


درس۲
قاضی بست

شرح و توضیح #لغات_و_عبارت‌های_درس:

-شبگیر : صبح زود ، سحرگاه
-برنشستن: سوار بر اسب شدن
-کران : حاشیه ، کنار،ساحل
-یوزان: جمع یوز ، یوز پلنگ ها
-حشم: چاکران،نوکران ،‌خدمتکاران ، اطرافیان
-ندیمان: همنشینان ، همدمان و مونسان  افراد بزرگ
-مطربان:  خوانندگان و نوازندگان
-چاشتگاه: هنگام خوردن صبحانه
-شراع :در اینجا به معنی « سایه بان » می باشد و معنی  بادبان کشتی هم می دهد.
-منظوراز«نان» خوردنی و غذا(مأکولات) می باشد.
-بسیار نشاط رفت:بسیار خوش گذشت
-دست به شراب کردند:مشغول نوشیدن شراب(نوشیدنی) شدند.
-از قضای آمده  : تقدیر چنین بود و اتفاقی که باید پیش می آمد ، پیش آمد .
-ناو به معنی قایق کوچک است. در درس منظور همان کشتی است « ناوی ده : ده ناو (کشتی)
-از جهت نشست او  : برای نشستن امیر مسعود { آماده کردند }
-جامه در عبارت «جامه ها افکندند » : گستردنی (فرش)
-شراع :سایه بان

ادامه نوشته

درس دوم فارسی2 کارگاه متن پژوهی


قلمرو زبانی :
۱-از متن درس , با توجه به رابطه ی معنایی "تناسب"واژه های مناسب انتخاب کنید و در جاهای خالی قرار دهید.

🔹خیلتاش:نوکران,غلامان
🔸رقعت:توقیع,نکت,قلم

۲-معادل معنایی فعل های زیر را از متن درس بیابید و بنویسید.
🔹فرمان داد:مثال داد
🔸سوار اسب شد:برنشست
🔹اجازه ی حضور داده خواهد شد :بار داده آید

۳-کاربرد معنای واژه ی محجوب را در عبارتهای زیر بررسی کنید؟
🔹محجوب گشت از مردمان ,مگر از اطبا و...:پنهان شد

🔸مردی محجوب بود و دیده و دلش از گناه به دور:مردی محجوب :مردی مؤدب، باحياو مؤقر

🔴۴-ازمتن درس ,نمونه هایی از فعل مجهول بیابید و بنویسید.
نبشته آمد.
نامه گسیل کرده شود
بار داده آید
در بابی داده آید
تباه شده بود

۱-دو نمونه از ویژگی های نثر متن درس را بیابید.

 کوتاهی جمله ها, ایجاز،تعددافعال وحذف فعل ها به قرینه
ذکر توضیفات وجزئیات(اتاق امیر هنگام بیماری با جزئيات توضيح داده شده بود .)
جابه جایی موصوف وصفت(ديگر روز)
کاربرد ضمیر شخصی برای غیر جاندار
استفاده از لغات عربی در حد متعادل
کاربرد افعال در غیر زمان خود
تقدیم وتاخیراجزای جمله (شیوه ی بلاغی)
نثراستوارو  جذاب

۲-در عبارت های زیر "مجاز"ها را بیابید و مفهوم آن را بنویسید.
الف-به کران آب فرود آمدند و خیمه ها زده بودند . نان بخوردند و بسیار نشاط رفت .
نان :مجاز از غذا

ب-زری که سلطان محمود به غزو از بتخانه ها به شمشیر بیاورده باشدو بتان شکسته و پاره کرده .
شمشیر :مجاز از جنگ

۱-معنی و مفهوم عبارت زیر را به نثر روان بنویسید .
امیر از آن جهان آمده به خیمه فرود آمدجامه بگردانید.

امیر از مرگ نجات یافته بود، وارد خیمه شد و لباس هایش راعوض کرد

۲-با توجه به عبارت "این مرد بزرگ و دبیر کافی ,به نشاط,قلم در نهاد."

الف-مقصود از "این مرد" چه کسی است ؟
بونصر مشکان
ب-"دبیر کافی"به چه معناست ؟
 نویسنده توانا ,لایق و شایسته

۳-گوینده ی عبارت زیر, از کدام فضیلتهای اخلاقی بر خوردار است؟
آن چه دارم از حطام دنیا حلال است و کفایت است و به هیچ زیادت حاجتمند نیست .

پرهیزگاری(پایبندی به شرعیات و رعایت حلال و حرام,ترس از خدا و آخرت )
و قناعت

۴_درباره ی مناسبت مفهومی بیت زیر ومتن درس توضیح.دهید.
حساب خود اینجا کن آسوده دل شو
میفکن به روز جزا کار خود را

تلمیح به حاسبوا قبل ان تحاسبوا. یا
در دنیا خودت به اعمالت رسیدگی کن
با عبارات زیر تناسب دارد:

حساب این نتوانم داد...

قیامت سخت نزدیک است....

در هردو، ترس از بازخواست قیامت دیده می‌شود.

قلمرو فکری شماره ی ۵-
این قسمت  را بهتر است دانش آموزان سوال و جواب بگویند.

انواع " را " در متن درس "قاضی بست "


1_  نشانه مفعولی :

   _امیر را بگرفتند و بربودند .
  _ چون پادشاه را سلامت یافتند .
_ امیر را هیچ ندیدمی .
_ تو را امیر می بخواند .
_ این حال را با بونصر بگفتم .
_ دیگرباره یافتم و آن نامه را بخواند .
_ و سوار را گسیل کرده .
_ امیر را یافتم آن جا بر زبر تخت نشسته .
_ قاضی بوالحسن و پسرش را بخواند و بیامدند.
_ اگر وی را یک روز دیده بودمی .
_ ایشان را باز گردانید .

2 _   در معنی حرف اضافه ی " به " و نقش نمای متمم  :

_ رقعتی نبشت به امیر ... و مرا (=به من) داد.
_ گفت : بونصر را(=به بونصر) بگوی که امروز درستم.
_ آغاجی خادم را(=به آغاجی خادم) گفت .
_ و مرا (= به من ) گفت : بستان ؛
_ بونصر را (=به بونصر) بگوی که زرهاست...
_ بونصر پسرش را (=به پسرش) گفت .

3_  در معنی حرف اضافه ی " برای " و نقش نمای متمم :

_ و در هر سفری ما را (=برای ما) از این بیارند تا  صدقه ای که خواهیم کرد.
_ تا خویشتن را(= برای خویشتن) ضیعتکی حلال خرند .
_ مرا چه افتاده است . ( برای من چه پیش آمده است/ چه روی داده است .)

  4_ " را " ی نهادی و مالکیت ؛ در جمله هایی که فعل از مصدر " بودن و استن و مشتقات آن " باشد ، می آید . در چنین جمله های " را " حذف می شود و فعل به شکلی از مصدر " داشتن " در می آید :

_ از هر دستی مردم در کشتی های دیگر بودند و کس را خبر نه . ( = کسی خبر نداشت .)
_ چندان صدقه دادند که آن را اندازه نبود . (= آن ، حد و اندازه نداشت .)
_ بازدادم که مرا به کار نیست.(= من لازم ندارم.)
_ نگویم که مرا سخت دربایست نیست.(= نمی گویم که سخت نیاز ندارم.)

5_ "   را "ی نهادی و زاید که می توان آن را حذف کرد و هیچ خللی در ساخت جمله رخ نمی دهد :

_ شمار آن به قیامت مرا باید داد . (= حساب آن در قیامت من باید بدهم .)
_ امیر را تب گرفت . (=امیر تب کرد.)

6_ "  را "ی فک اضافه یا بدل از کسره یا اضافه ی گسسته :

_ بونصر نامه های رسیده را به خط خویش ، نکت بیرون می آورد . ( نامه های رسیده را ...نکت = نکت نامه های رسیده )
یادآوری :
در چنین مواردی معمولا " را " ی مفعول محذوف است که هنگام برگشت از روساخت به ژرف ساخت یا تاویل ، دوباره ظاهر می شود .
_ آن را امیرالمومنین می روا دارد ستدن ...؟ (=ستدن آن را روا می دارد.)

7_  در معنی حرف اضافه ی " برای / به سبب / به واسطه ی" و نقش نمای متمم :

_ و مثال داد تا هزارهزار درم ...به مستحقان و درویشان دهند ، شکر این را .( = برای شکر این نعمت تندرستی / به واسطه ی شکر این نعمت تندرستی...)

8_  در معنی حرف اضافه " در برابر / در مقابل " و نقش نمای متمم :

سجده ی شکر کرد خدای را بر سلامت امیر ، و نامه نبشته آمد.

 

 

درس 2فارسی2

سبک ادبی و نگارش تاریخ بیهقی

سبک بیهقی در نثر را تقلیدی از سبک استادش بونصر مُشکان می‌دانند که بنا بر جبر زمانه چیزی بین زبان ساده و مرسل که تا قرن چهارم در خراسان رایج بود و شیوهٔ دارای حشو اطناب و صنعت‌پردازانه‌ای و سرشار از استشهاد و تمثیل است که در عراق رایج بود و با نفوذ ادبیات عربی ناچار بر سبک اول غلبه کرد.[۸] این سبک نگارش را بینابین می‌نامند. این را هم باید در نظر داشت که بیهقی از آنجا که در خدمت پادشاهان غزنوی بود نمی‌توانست به صراحت بد کار آنان را بگوید و ناگزیر به ایهام و ابهام در سخن بود.[۹] محمد تقی بهار در کتاب سبک شناسی مشخصات نثر مشکان و بیهقی را این طور برمی‌شمارد:

  • اطناب: در مقابل ایجاز که از مشخصه‌های دورهٔ اول نثر فارسی است، و نه به معنی استفاده از مترادفات که در این نثر دیده نمی‌شود.
  • توصیف: وقایع با استفاده از الفاظ و اصطلاحات تازه و جمله‌های پی‌درپی به شیوهای صحنه پردازانه و شاعرانه وصف می‌شوند

و چون بگفتی سنگ منجنیق بود که در آبگینه خانه انداختی[۱۰]

در زیر قسمتی از کتاب را می‌بینیم که نویسنده وضع ظاهری حسنک را توصیف می‌کند. توصیف به قدری دقیق است که خواننده حسنک را روبروی خود می‌بیند.

روزی که حسنک وزیر را به دیوان بردند، حسنک پیدا آمد، بی بند، جبه‌ای داشت حبری رنگ با سیاه می‌زد، خلق گونه و دراعه و ردایی سخت پاکیزه و دستاری نشابوری مالیده و موزهٔ میکاییلی نو در پای و موی سر مالیده، زیر دستار پوشیده کرده اندک مایه پیدا می‌بود.

  • استشهاد و تمثیل: استفاده از اشعار و نوشته‌های دیگران در متن که تقلیدی از نثر فنی عرب است و در متون قبلی دیده نمی‌شود.
  • تقلید از نثر عربی: استفاده از لغات عربی، کلمات منون (تنوین‌دار)، تغییر ساختار جمله و استفاده از قیدها به سبک عربی

محال باشد چیزی نبشتن که به ناراست ماند[۱۱]

  • حذف افعال یا قسمتی از جمله به قرینه: افعال تکراری، بار آخر آورده می‌شوند و در دفعات قبل به قرینه حذف می‌شوند.
  • شیوهٔ جدید در استعمال افعال: استفاده از وجه اخباری استمراری به جای وجه التزامی؛ آوردن فعل ماضی به جای مضارع برای تأکید؛ استفاده از مصدر مرخم.
  • جمع بستن ضمایر و صفات
  • استفاده از لغات و امثال و عبارات فارسی
  • استعمال لغات عربی [۱۲]

ستایش فارسی یازدهم

سلام دوستان عزیزم...وقت بخیر...

لطفا با دقت مطالعه کنید و اگر نقد و نظری درباره توضیحات داشتین ...پیام بذارید .سپاس

به نام چاشـــــنی بخــــــش زبانها                      حـــلاوت سنج معـــنی در بیـان‌ها     

قالب: مثنوی

وحشی_بافقی
قرن دهم     

وزن شعر :مفاعیلن,مفاعیلن,فعولن
نوع ادبی:غنایی

آثار:
دیوان
فرهاد و شیرین
خلد برین
ناظر و منظور
شیرین_و_فرهاد یا فرهاد و شیرین منظومهٔ عاشقانهٔ ناتمامی ۱۰۷۰ بیتی در قالب مثنوی  از  وحشی_بافقی به     تقلید از خسرو و شیرین نظامی است
در این منظومه واقعه‌ای از داستان خسرو و شیرین یعنی عشق فرهاد کوهکن به شیرین به سبکی مؤثر و دلنشین به نظم کشیده شده‌است.
عمر شاعر وفا نکرد تا منظومهٔ خود را به پایان ببرد. پس از وی #وصال_شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم آن را پی گرفت و ۱۲۵۱ بیت بر آن افزود، ولی عمر او نیز کفاف نداد و سرانجام #صابر_شیرازی در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم با افزودن ۳۰۴.
بیت دیگر آن را ختم کرد.

ادامه نوشته

خوشامدگویی

سلام دوستان عزیزم...

مهرتون پر مهر...

امیدوارم سال تحصیلی خوبی رو در کنار هم و با هم داشته باشیم...

تبریک میگم به متولدین پاییز به ویژه مهرماهی ها...شادباشین و مهرتون پایدار باشه...

یه شعر زیبا و یه دل نوشته در باره پاییز پادشاه فصل ها میذارم ...هدیه به متولدینش...به ویژه ساغرعزیزم که تاکید کرده حتما حتما به اسم تبریک بگم ...ساغر ص...پایه یازدهم تبریک تبریک...امیدوارم پاییزهای بسیاری تندرست باشی و شاد ...

از خیلی ها که سر زدن و خیلی هایی که هم سر زدن هم پیام گذاشتن سپاسگزارم و شرمنده ی لطفشون هستم بابت تاخیر جواب یا عدم جواب...

پیشکش به دوستداران پاییز

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه‌هــای تازه بیــارد، خـدا کند

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش ...، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند

علیرضا بدیع

ﺑﻮﯼ خـﺪﺍ

ﺭﺍﺿﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ، ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻣﻦ 

ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﻢ ﺑﺮﮔﻬــــﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻗﺮﻣﺰﺕ ﺭﺍ

ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ هوایت

ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼ

ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺑﺮﮒ

ﻣﻦ ﺑﻮﯼ خـﺪﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﺍﺯ ﺗو


http://s8.picofile.com/file/8306724592/1261476090.jpg