مهر با محرم گرامی!
نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
آری پاییز نزدیک است
اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذرها نیست
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز زیر انبوهی از خاکستر است
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز
گاهی قهوه ایست که سر می رود
غذاییست که ته می گیرد و
لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند
ساده بگویمت
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است.
روزبه معین

پس از نشر « امثال و حکم » دهخدا ، که در مجامع ادبی تهران به منزله حادثه ای ادبی تلقی شد ، در انجمن ادبی ایران ، مجلسی به افتخار استاد دهخدا تشکیل گردید و مرحوم « بدیع الزمان فروزانفر » شرحی مشبع در باب شخصیت علامه دهخدا و مزایای دوره امثال و حکم بیان کرد .
هزینه چاپ نخستین آن کتاب را وزارت معارف تقبل کرده بود که به پاس خدمات بیست ساله مولف ، از هریک از مجلدات چهارگانه آن ، ( که در هزار نسخه طبع می گردید ) هشتصد نسخه به عنوان حق التالیف در اختیار دهخدا گذاشته شود اما دهخدا که برای مزد کار نمی کرد و اندک حقوقق شغلی نیاز معاش او را برمی آورد ، نیمی از مجلدات دوره کتاب سهمی خود را ( چهارصد دوره ) ، در اختیار « صحیه کل مملکتی (= سلف وزارت بهداری ) » قرار داد تا از محل فروش آن به « مداوای بیماران بی بضاعت » بپردازند و نیم دیگر ( چهار صد دوره ) دیگر را در اختیار کمیسیون معارف نهاد که از حاصل فروش آن ، کتاب های مفید چاپ شود . گزیده امثال و حکم دکتر دبیر سیاقی
نامه ی مرحوم دهخدا
مقام منیع وزارت جلیله معارف دامت شوکته
...در طبع این کتاب ...، نظر استفاده مالی نداشتم ولی وزرات جلیله..... ، قرار دادند که از هر هزار جلد ، هشتصد جلد آن حق طبع بار اول به این بنده داده شود که مجموع سهم بنده در پنج جلد ، چهار هزار مجلد یا هشتصد دوره پنج جلدی می شد .
البته رد این مکرمت از رسوم حق گزاری دور و از حدود ادب خارج بود ... اینک برای جمع مقصد عالی معارف ...و « نیت دیرینه بنده در عدم استفاده مالی از این خدمت ادبی » ... ، دو هزار جلد آن را به کمیسیون معارف واگذار کردم ... { تا } صرف طبع کتب مفیده شود و دوهزار دیگر آن را به « صحیه کل مملکتی ( = وزارت بهداری ) » واگذار کردم که به مصرف دوا و غذای فقرا ی ایرانی برسد ....
هر وقت کتاب ها به فروش رسید و هر هزار تومانی از آن که در بانک جمع شد دکان یا ملک دیگری در آباد ترین محله شهر تهران خریداری شده و« منافع آن چون صدقه جاریه برای مقصود مزبور صرف شود » . ... هر ملکی را که خریداری شد « برای صرف دوا و غذای فقرای مسلمین وقف مؤبد شرعی خواهید فرمود » و آن وقف از جانب بنده صحیح و شرعی است . ۱۴ آبان ماه ۱۳۱۱ شمسی مطابق ۴ رجب ۱۳۵۱ قمری . علی اکبر دهخدا
گزیده امثال و حکم دکتر دبیر سیاقی
انگور رسید و سیب مان نوبر شد
از بوسه ی شبنمی اناری تر شد
گرمای زمین فرو نشست و دم صبح
سرتاسر باغ غرق شهریور شد

شهریورگان
شهریورگان یا آذرجشن از جمله جشنهای دوازدگانه ایران باستان
و از شمار جشنهای آتش بوده است که ششمین ماه سال و چهارمین
روز ماه را به نامش نامگذاری کردهاند.
شهریور (امشاسپند) در جهان مادی نگهبان زر و سیم و فلزات دیگر
و دستگیری بینوایان وفرشته رحم ومروت است.
برای جشن شهریورگان از دو نظر دیگر می توان برتری قائل شد،
اول اینکه:
در این ماه محصولات کشت و زرع جمع آوری می شود و چون
معمولا برای به دست آوردن نتیجه هر کاری جشن و شادی لازم است
لذا شهریورگان به مناسبت نتیجه گرفتن از نعمت کشت و کار و
به دست آوردن محصولات به خصوص برای کشاورزان جشن
سرخرمن می باشد.
دوم اینکه:
جشن شهریورگان هم چنین برای کشاورزان از نقطه نظر شروع
به کار پاییز بهترین جشن و شادمانی است و به همین جهت نسبت
به آن احترام زیادی قائل هستند و با شادی فراوان مراسم آن را
به جای می آورند.
متاسفانه برگزار نشدن آئینهای جشن شهریورگان توسط ایرانیان
در مدت زمان طولانی موجب شده تا تمام جزئیات آن به فراموشی
سپرده شود و حتی در متون کهن نیز اطلاعات و آگاهیهای چندانی
در مورد آن در دسترس نباشد.
![]()