درس نهم غرش شیران
قالب : قصيده
مخاطب قصيده : طبقه ی مرفه و حاکم عصر شاعر ( سيف فرغانی )
محتوا : 1- نقد طبقه ی مرفه و حاکم عصر شاعر
2- نا پايداری ايام خوش آنان
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد هم رونق زمان شما نيز بگذرد .
جهان : مجاز از " وجود و زندگی "
مرجع: " شما " طبقه ی حاکم و مرفه جامعه
رونق : فروغ ، زيبايي ، درخشش ، شکوه / زمان : زمانه ، دوران
واژه های " شما نيز بگذرد " آ رايه ی تکرار
معنی : در نهايت ، مرگ نيز به سراغ شما خواهد آمد و رونق و شکوه دوران شما نيز روزي به پايان خواهد رسيد.
مفهوم : تاکيد بر " گذرا بودن روزگار انسان های مرفه و بی درد جامعه "
وين بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشتيان شما نيز بگذرد
بوم : جغد
بوم : نماد " نحسی ، نا مبارکی ، شومی "
محنت : غم و سختی و رنج
بوم محنت : اضافه ی تشبيهي ( محنت : مشبه / بوم : مشبه به )
از پی آن : برای آن ، به خاطر آن
دولت : خوش بختی ، اقبال
بوم محنت بر آشيان کسی گذشتن : کنايه از " نابودی قدرت و اعتبار " " از بين بردن خوشبختي
ترکيب اضافی مقلوب " آشيانه ی خوشبختي
دولت آشيان
معني: محنت و سختی ، جغد شوم ويرانگری است که به ما بسنده نمي کند شما را نيز خانه خراب خواهد کرد
آب اجل که هست گلوگير خاص و عام برحلق و بر دهان شما نيز بگذرد
اجل : مرگ (اهميت املايي دارد )
آب اجل: اضافه ی تشبيهي ( اجل : مشبه/ آب مشبه به )
گلوگير : کنايه از " نابود کننده ، خفه کننده، کشنده ، آزار دهنده " صفت فاعلي مرکب مرخّم
خاص و عام : آرايه ی تضاد ، مجاز از " همه ی مردم ، همه ی جانداران "
گلو ، حلق ، دهان : تناسب
آب اجل بر حلق کسي گذشتن : کنايه از" مرگ و نابوي"
بيت تلميح دارد به آيه ی " کلّ نفس ذائقه الموت " هر نفسی طعم مرگ را مي چشد
بيت دارای تمثيل است.
معني : مرگ که نابودکننده خاص و عام است روزی شما را نيز نابود خواهد کرد.
مفهوم : مرگ فراگير است برای همه ی موجودات
چون داد عاقلان به جهان در، بقا نکرد بيداد ظالمان شما نيز بگذرد
داد : عدل و انصاف
به جهان در: دو حرف اضافه برای يک متمم دستور تاريخي
بقا نکرد: باقي نماند / بيداد : ظلم و ستم
تضاد : داد و بيداد ـ عادلان و ظالمان
واج آرايي ، تکرار مصوّت "ا" و صامت هاي " د" و "ن "
معني: وقتی که عدل و انصاف انسان هاي عادل در جهان باقي نمی ماند ظلم و ستم ظالمان نيزيقيناً از بين رفتنی است.
مفهوم : عدل و ظلم ( در اين جهان ) هر دو زوال پذير است
در مملکت چو غرّش شيران گذشت و رفت اين عوعو سگان شما نيز بگذرد
مملکت : مي تواند مجاز از " دنيا " باشد/غرّش : بانگ ، فرياد ، خروش
شيران : استعاره ی مصرحه از " شجاعان و قدرتمندان"
عوعو: وق وق، " نام آوا" که بيانگر صدای سگ است. استعاره از : قدرت های ظاهری "
سگان :استعاره ی مصرّحه از " افراد پست فرو مايه و ظالم "
غرش و عو عو /سگان و شيران: در مفهوم تضاد به کار رفته است .
معنی: وقتي که بانگ و خروش انسان های شجاع گذشت و رفت اين صدای گوش خراش شما انسان های پست نيز يقينا رفتنی است.
مفهوم : زوال پذيری شکوه و قدرت ظاهری انسان هاي پست و فرو مايه
ارتباط معنايي دارد با بيت قبل.
بادی که در زمانه بسي شمع ها بکشت هم بر چراغدان شما نيز بگذرد
باد : استعاره ی مصرّحه از " مرگ "/ شمع : استعاره ی مصرّحه از " وجود انسان ها "
چراغدان : استعاره ی مصرحه از " زندگی و قدرت ( طبقه مرفه و حاکم )"
شمع و چراغدان : تناسب
باد : تشخيص ( به خاطر " کشتن " )/ باد بر شمع و چراغدان وزيدن : کنايه از " مرگ و نابودي"
معنی : مرگ هم چو بادی است که شمع وجود انسان ها را خاموشی می کند اين اجل شما را نيز نابود خواهد کرد
مانند بيت سوم تلميح دارد به ايه ی " کل نفس ذائقه الموت "
ارتباط معنايی دارد با :
آب اجل که هست گلوگير خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد
زين کاروان سراي بسي کاروان گذشت ناچار کاروان شما نيز بگذرد
کاروان سرا : استعاره ی مصرحه از " دنيا " / کاروان سرا و کاروان : تناسب و تکرار
کاروان مصراع اول استعاره ی مصرحه از " مردم انسان ها "
و در مصراع دوم استعاره ی مصرحه از " زندگي یا حکومت و قدرت "
واج آرايی : تکرار مصوت بلند " ا "
معنی : انسان های زيادی به کاروان سرای دنيا آمده اند و رفته اند شما نيز ناگزير از اين دنيا خواهيد رفت
مفهوم : انسان ها همگی فانی هستند
ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن تاثير اختران شما نيز بگذرد
مفتخر : افتخار کننده مغرور بالنده / طالع : بخت .اقبال. شانس / مسعود : فرخنده نيکو با سعادت سعادتمند
اختران: ستارگان / تاثير اختران شما نيز بگذرد: کنايه از اين که بخت نيک شما نيز به پايان خواهد رسيد
طالع و اختران : تناسب
واج آرايي : تکرار صامت " ت "
اشاره و تلميح دارد به اعتقاد قدما که ستارگان را در تعيين سرنوشت انسان ها دخيل می دانستند
معني: ای کسي که به بخت نيک خود افتخار ميکنی اين بخت و اقبال فرخنده ی شما نيز به پايان خواهيد رسيد.
بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم تا سختي کمان شما نيز بگذرد
جور : ظلم و ستم
تير جور : اضافه ی تشبيهي (جور : مشبه / تير : مشبه به )
زتحمل سپر کنيم : تشبيه ( تحمل :مشبه/ سپر : مشبه به
کمان : مجاز از " قدرت ،سلطه ، زور و ستم " ( علاقه ی کليه )
سختی کمان : قدرت و سلطه فراوان
تير و سپر و کمان: تناسب
معني : با سپر صبر و تحمل در برابر ستم و ظلم تير مانند شما ( حاکمان ) استقامت مي کنيم تا اين که دوره ی سلطه و قدرت شما نيز به پايان برسد.
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع اين گرگي شبان شما نيز بگذرد
تو: منظور انسان های پستي که حاکمان ستمگر را روی کار آورده اند
رمه : گله استعاره ی مصرحه از " مردم " " توده مردم "
چوپان : استعاره ی مصرّحه از " عاملان ظالم حکومت "
گرگ طبع : گرگ صفت ، درنده خو
گرگی : استعاره ی مصرحه از" ظلم و ستم " " رفتار ظالمانه "
شبان : چوپان ، استعاره ی مصرّحه از " حاکمان ظالم "
گرگ و رمه و چوپان و شبان : تناسب ( مراعات نظير )
رمه و گرگ: تضاد ( طباق )
معني : ای کساني که مردم را به دست حاکمان ستمگر گرگ صفت سپرده ايد( آگاه باشيد ) که اين ستمگری شما نيز روزی به پايان خواهد رسيد.